خرید بک لینک
سال 96 هم دقیقا همینطوری بود. اول دلار و طلا میرفت بالا بعد بانک مرکزی میگفت عرضه میکنم میارم پایین. عرضه میکرد موقتی میومد پایین بعد یه هو دوباره بعد 1 ماه میپرید بالا. پولا از بورس میومدن بیرون میرفتن دلار و طلا میخریدن. همه چی رشد میکرد بازار ریزش میکرد. بعد 2-3 ماه پولا از دلار میومد بیرن میرفت تو بورس تمام بازار بورس سبز میشد و همه چی گله ای میرفت بالا. آخر سرم مسکن رشد میکرد. مردم هم روز به روز بدبخت تر...امروز ترامپ تو آیووا پیروز شد و شبح ترامپ نزدیکتر شد و ایران هم شبیهتر به سال 96-97 . آرامش پیش از طوفانه...

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 5:51

نظام اقتصادی برده داری اینطوریه که مردم انقدری فقیرن که با حداقل چیزی که از ارباب میگیرن امرار معاش میکنن. در حد غذایی اندک تا زنده بمونن و کار کنن و سرپناهی که از شر باد و باران در امان نگهشون داره و لباسی که پوشیده نگهشون داره... برده اختیاری هم نداره که اربابشو عوض کنه. ارباب هم از برده گاهی اوقات سوء استفاده میکنه. بر خلاف این فیلمهایی که برده رو همش با شلاق خوردن و غل و زنجیر نشون میدن، معمولا برده خیلی هم از شرایطش بدش نمیاد. تو جامعه بسیار فقیر اگه اون آدم برده یه اربابی نباشه هیچ کسی نیست که شکمشو سیر کنه و از گشنگی تلف میشه. تبعضی جاها وقتی طرف 7 سال برده بود، خودبه خود آزادش میکردن. وقتی برده خودش نمیخاست از پیش ارباب برده یه حلقه به گوشش مینداختن و میشد غلام حلقه به گوش اون خونه. بچه هاشم تو همون خونه به دنیا میومد و میشد غلام خانه زاد. یعنی خیلی هم با بی میلی نبوده.حالا تو شرایط کنونی که دستمزد ها به حداقل رسیده به طوری که فقط کفاف وعده های غذایی و خرید لباس حداقلی و اجاره خانه ای محقر و حداقلی رو میده، از طرف دیگه کارگر و کارمند نمیتونه از شغلش بیاد بیرون چون بیرون هیچ شغلی وجود نداره و بسیار دیدیم وقتی کارفرما کارگری رو اخراج میکنه، کارگر درجا خودکشی میکنه... به عبارت دیگه کارگر و کارمند قدرت عوض کردن ارباب خودشو هم نداره. از این که یه جایی کار میکنه و حداقل ها رو هم میگریه راضیتر هم هست که بیکار بشه. کارگر و کارمند گاهی اوقات کارای شخصی رئیس رو هم انجام میده، حالا درسته نه هر کاری ولی وقتی جامعه فقیر باشه هر کاری رو هم انجام میده. مثل این دخترای منشی که گاهی نیازای رئیس رو هم برآورده میکنن. سوء استفاده از فقر طرفه دیگه... تو بعضی شرکتا وقتی بابائه بازنشسته میشه

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 5:51

اینروزا مده که هر هنرجوی پیانویی وقتی میخاد پز بده که من میتونم خوب پیانو بزنم قطعه پیانو "فریاد'>فریاد" از انوشروان روحانی رو پر میکنه و میزاره دیگران ببینن. به نظر میرسه زدن فریاد یه مایل استون پذیرفته شده در بین اساتید ایرانی برای عبور از سطح مبتدی به پیشرفتس. استاد ما هم یکی از اوناس و بعد 2 سال کار با هنرجوهاش بهشون قطعه فریاد رو یاد میده. خودشم وقتی میخاد افه بیاد که خوب پیانو میزنه همین فریادو میزنه.( چندهفته پیش خونمون داشت همین فریاد لعنتی رو با طنین بسیار بالا میزد که همسایه پایینی اومد بالا و گفت ما آرامش داریم صدای پیانوتون بلنده و ...)یعنی از بس این قطعه فریاد رو میبینم که دیگران میزنن سرویس شدم. یعنی .. قضیه رو درآوردن.جلسه پیش استادم فیلم یکی از هنرجوهاشو اشتراک گذاشت تا از قافله دیگر اساتید فریادی جا نمونه و به منم کلی پز هنرجوشو داد و گفت تو هم بعدن همینطوری میزنیاااا. گفتم چه قدر وقت گذاشتین رو این قطعه. گفت 6 ماه. البته چیزای دیگه هم کار کردیم ولی 6 ماه این قطعه طول کشید همینطوری در بیاد. بعد من بهش گفتم ببین، من با پیانو ایرانی و آذری و ... اصلا حال نمیکنم حوصله فریادم ندارم. نمیشه با من اون موقع که قراره پروژه پایان دوره بزنم به جای فریاد مثلا لاکامپانلا رو کار کنی؟ خورد تو ذوقش. گفت آخه تکنیک هایی داره که خیلی مهمه و ال و بل... گفتم من پیانو رو برای آهنگای نیو اج مثل یانی و کلاسیک و موزیک فیلم میخام، با من اون مسیرو برو. الانم هرچی ملودی ایرانی به من میدی رو روش حوصلم نمیگیره کار کنم ولی چرنی و هانون رو که اتد های تمرینی کلاسیکه رو با کیفیت خیلی بالایی در میارم. بعدم براش اجرا کردم و خوشش اومد. گفت ما ملودی هارو برای انگیزه هنرجوها کار میکنیم و الا درستش همین چ

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 5:51

صفحه بندی